فرهنگ و هنر

غفلت از زبان فارسی در کشورهای همسایه

مهدی زرقانی در مقاله ای با انتقاد از غفلت از زبان و ادبیات فارسی در همسایگی ما ، می گوید: زبان و ادبیات فارسی می تواند موانع جدی “اتحادیه کشورهای فارسی زبان” را ایجاد کند. چگونه اتحادیه کشورهای عربی در جنوب ایران و شمال غربی شکل گرفته است ، اتحادیه کشورهای ترک زبان در حال شکل گیری است و مردم آذربایجان و ترکیه می توانند با کارت ملی از مرزهای سیمان عبور کرده و به بخارا جان و سمرقند پشت سر درها آیا نماز را آنقدر بسته شروع می کنیم که در نماز را باز کنیم یا نه؟!

به گزارش امروزنگار ، در یادداشت این استاد دانشگاه و منتقد ادبی که تحت عنوان “در میان بلایای زبان فارسی” در سایت خبری شهر کتاب منتشر شده است ، می خوانیم: زبان و ادبیات فارسی از قدرت و توانایی برخوردار است ایجاد اتحاد ، دوستی و برادری. او ملتهای بزرگی را تولید کرد که قبل از ایجاد انگور ، “میوه و نمک درست کردند” خوردند. اگرچه خداوند می فرماید: “همدلی بهتر از زبان مشترک است” ، اما در این روز عجیب ، زبان مشترک می تواند اساس همدلی باشد ، “غم اگر نان بگذارد”. با شنیدن شعر ملت تاجیکستان ، که بوی شیرین مولیان را با آن طعم شیرین و کلمات نمکی به مشام می رساند ، احساس می کنید با همه سلولهایتان ، احساس می کنید امیر سامانی با شنیدن این حرف امیر سامانی با او دست داده است شعر رنگارنگ. سر لال چرخید و به بخارا برگشت »(نظامی عروضی ، 1364: 53) و” ریگ آمویی و برتری او “برای او موضوع هیجان انگیز شد ، و هنگامی که ژانت شاعر غزنی می خواند که

شهر غزنی همان چیزی نیست که من دیدم

امسال چه تغییری کرده است

آتشی در قلب درونی شما می سوزد که واقعاً چه بر سر ملتهای فارسی زبان آمده که امروز از دیروز بدتر است و مانند غریبه ها در همسایگی یکدیگر زندگی می کنند؟! سپس تعجب می کنم که چرا سیاستمداران بزرگ ما از میراث کهن و سرمایه ارزشمند زبان فارسی به عنوان یک امکان مهم در پدافند غیرعامل استفاده نمی کنند؟ از حاکمیت ملت ها محافظت می شود ، اما اگر روابط فرهنگی و ادبی ما با کشورهای فارسی زبان منطقه متمرکز بر “زبان و ادبیات فارسی” باشد و نه بر روی مسائلی که منجر به جدایی ملت ها شود ، چه کاری نمی توان انجام داد؟ فقط به این ترتیب سو the تفاهم ها ، سو mis تفاهم ها و سو استفاده ها از شیاطین کوچک و بزرگ منطقه و جهان ریشه کن خواهد شد و ما می توانیم ، در جهان همسایه و با شناخت اختلافات یکدیگر ، “دست در عشق بگیریم” و ” آسمان را باز کنید “” و بیایید یک طرح جدید را شروع کنیم. “آدرس من اول از همه به” سیاستگذاران روابط بین الملل “است که” دیپلماسی فرهنگی و ادبی “برای آنها هیچ اولویتی ندارد و آنها به نیاز ژئوپلیتیک خود رسیده اند ، برای “وزارت علوم و بنیاد سعدی” که همانطور که در یادداشت دیگری ذکر کردم ، در نقطه شروع سرمایه گذاری در کشورهایی است که مشکلات و نگرانی های زیادی ندارند و در بسیاری از مردم در این مناطق ، و جای تعجب است یادگیری فارسی. رقابت این دو نهاد تا حد زیادی بر آنها در زبان و ادبیات فارسی تأثیر گذاشته است. همسایگان ما نادان هستند و فراموش کرده اند که نوری که به خانه می رود به مسجدالحرام است. و ای کاش این سوال محدود به همین “غفلت” می شد و عملکرد ضعیف ما منابع ارتباط بین ملت های فارسی زبان را کور نمی کرد. اگر ما اقتصاد و روابط اقتصادی می خواهیم ، اگر می خواهیم قدرت سیاسی ایران را در منطقه افزایش دهیم ، و اگر مهم است ، رشد فرهنگی و ارتقا promotion همه ملت های فارسی زبان است ، باید از این منبع استفاده کنیم. زبان و ادبیات فارسی می تواند موانع جدی ایجاد “اتحادیه کشورهای فارسی زبان” را برطرف کند. چگونه اتحادیه کشورهای عربی در جنوب ایران و شمال غرب شکل گرفته است ، اتحادیه کشورهای ترک زبان در حال شکل گیری است و مردم آذربایجان و ترکیه می توانند با کارت ملی از مرزهای سیمان عبور کرده و پشت قند به بخارا جان و سمرقند سفر کنند آیا ما آنقدر نماز را بسته شروع می کنیم که در بسته نماز را باز کنیم یا نه؟! این کشورها به گونه ای عمل کرده و می کنند که اتحاد ملتها را متحد و قدرت حرکت اقتصادی ، سیاسی ، فرهنگی و بین المللی خود را افزایش دهند. لطفاً بگذارید استراتژیست های سیاست خارجی من حداقل این سال را از من بپرسند: ما چه کرده ایم که از این همسایگان می ترسیم و آنها از ما فرار کرده اند؟ آیا وقت آن نرسیده است که با مرور سیاست های خارجی به زبان و ادبیات فارسی به عنوان یک عامل تأثیرگذار در معادلات منطقه ای و جهانی نگاه کنیم؟ من از تقسیم بندی نهادها و سازمانها چیز زیادی نمی دانم ، اما ایجاد دفتر مشترک بین وزارت علوم و وزارت امور خارجه می تواند زمینه را برای شکل گیری “دیپلماسی ادبی و فرهنگی” فراهم کند ، به شرط آنکه پشتیبانی لازم برای تسهیل کار

انتهای پیام

دکمه بازگشت به بالا