فرهنگ و هنر

مردم چگونه واژه‌سازی می‌کنند؟ – امروزنگار

مزدک انوشه شیوه های انتخاب واژه ها را بیان می کند و ضمن اشاره به این که عمر واژه سازی به اندازه عمر زبان است، می گوید که تفاوتی بین شیوه استفاده مردم و فرهنگستان زبان و ادب فارسی وجود ندارد. کلمات

زبان شناس و استادیار گروه زبان شناسی دانشگاه تهران در گفت وگو با امروزنگار، درباره واژه گزینی رایج و تاثیر زبان شناسان بر ماندگاری واژه گفت: اگرچه واژه سازی فرآیندی تخصصی است و نیازمند دانش، تجربه، ذوق و سلیقه است. طعم و مزه همیشه در گفتار روزانه گویندگان رخ می دهد. ما همیشه در گفتگوهای روزانه خود در حال ساختن کلمات هستیم. البته بیشتر این کلمات شامل نمی شود; یعنی در لغت نامه «دهخدا»، «سخن» و فرهنگ «معین» نمی توانید آنها را بیابید.

او گفت: «فرآیند واژه‌سازی بسیار طبیعی است. “این درست نیست که فقط فناوران و متخصصان در زمینه های مختلف می توانند کلمات بسازند؛ هر عضو یک جامعه زبانی همیشه در حال ساختن کلمات است، اما کلمات آنها ضبط یا وارد نمی شوند. علاوه بر این، بسیاری از کلمات جدید ساخته می شوند. یک بار و یکبار تولید می کنند. مورد خاص، اصطلاحاً مونوفونیک؛ یعنی گونه‌ای که برای یک بافت زبانی خاص ایجاد شده است. البته برخی از این گونه‌های یکنواخت گاهی اوقات خوش شانس هستند و آنقدر استفاده می‌شوند که در لغت‌نامه‌ها و لغت‌نامه‌ها گنجانده شده و یافت می‌شوند.

انوشه گفت: مثلاً در مهمانی دیروز کفش مشکی کهنه‌اش را پوشید، در عبارت کفش‌های مشکی کهنه‌اش «کلمه‌سازی وجود ندارد، اما گوینده می‌تواند این عبارت را به کلمه و «مشکی کهنه» تبدیل کند. “بگو کفش”. به این ترتیب عبارت را به یک کلمه مرکب تبدیل کرد و کلمه شکل گرفت. ساختار این کلمه مرکب با ترکیباتی مانند «چادر مشکی» یا «کتانی» یکی نیست. بسیاری از این اتفاقات در گفتار روزمره رخ می دهد.

این زبان شناس همچنین با اشاره به اهمیت واژه سازی خاطرنشان کرد: زبان فارسی در اصطلاح زبانی یکی از زبان هایی است که ما آن را ترکیبی می نامیم، یعنی به سادگی اجزای تک هجا را با هم ترکیب می کنیم و از آن واژه جدیدی می سازیم. در واقع زبان فارسی این مزیت را دارد – یا به عبارت دقیق تر – این امکان را دارد که به راحتی بتوان کلمات را در آنجا ساخت.

مزدک انوشه گفت: ما به عنوان زبان شناس همیشه درگیر فرآیند واژه سازی هستیم که از قدیم الایام این کار توسط ادبیات و عموم مردم (منظور از مردم هرکس که فارسی صحبت می کند) انجام می شد. زبان و به‌ویژه فارسی، ابزارهای گوناگونی برای تشکیل واژه‌ها دارد که مردم از آن‌ها استفاده می‌کنند. این ابزارها را تکنیک های واژه سازی می نامند. اما در زبان فارسی به دلیل دسته بندی بودن دو حالت کاربرد بیشتری نسبت به بقیه دارند.

این مدرس زبان شناسی سپس با بیان اینکه روش فرهنگستان زبان و ادب فارسی و مردم از نظر واژه سازی هیچ تفاوتی ندارد، گفت: عموم مردم از روش ترکیب یا اشتقاق استفاده می کنند. ترکیب به معنای ترکیب چند کلمه و ساختن یک کلمه مرکب از آن است، مانند «چادر سیاه» یا «چادر سیاه». در اشتقاق، یک یا چند مصوت به یک کلمه تک هجا اضافه می شود تا مشتق جدیدی مانند «سفید»، «غده ها»، «ناخالصی ها»، «دانشمند» و امثال آن به وجود آید. گاهی اشتقاق و ترکیب را با هم ترکیب می کنند، مانند «آموزش» یا «جریان برف».

وی ادامه داد: اگرچه از این دو روش بیشتر استفاده می شود، اما امکانات واژه سازی فارسی به این دو روش محدود نمی شود و زبان شناسان از تکنیک های دیگری نیز استفاده می کنند. آکادمی نیز به جای آن از همه این روش ها استفاده می کند.

انوشه فرهنگ نویسی را به معنای گسترش دامنه فرهنگ نویسی زبان دانست و گفت: علاوه بر این دو روش، ما فارسی زبانان با استقراض دامنه واژگانی خود را نیز گسترش می دهیم؛ در حالی که این دو روش به زبان فارسی می پردازند. مثلاً «کاپ» را از روسی گرفتیم، « پانسیون» را از فرانسوی و غیره. مثلاً زبان شناسان می دانستند «سپر»، «سوار» و «زین» چیست و در جنگ و سواری از آن استفاده می کردند، حالا برای قسمت های مختلف ماشین و دوچرخه از یک چیز استفاده می کنند. یا مثلا زیراکس که یک برند است از زبان دیگری به عاریت گرفته شده و سپس با مقداری پسوند معنایی به فرآیند کپی اشاره می کند. پس بیایید به واژه سازی یا بسط واژگانی فکر نکنیم، به این معنی که باید برخی از اجزای زبان را به هم متصل کنیم و یک کلمه جدید ایجاد کنیم. فارسی زبانان نیز کلمات را با محدود کردن معنا می سازند. به عنوان مثال، اکثر مبلمان چوبی خانه ما دارای چهار پایه هستند. اما «چهار پا» به معنای وسیله ای از نوع خاص است که در معرض محدودیت معنایی است و به هیچ ابزاری با چهار پا «چهار پا» نمی گوییم.

وی گفت: راه‌های کمتر استفاده‌شده دیگری برای تشکیل واژه‌ها وجود دارد، اما فرهنگستان آنها را می‌گیرد و مردم کم و بیش از آن‌ها استفاده می‌کنند، مثلاً اختلاط، یعنی قسمت‌هایی از کلمات را می‌گیریم، آنها را با هم مخلوط می‌کنیم و درست می‌کنیم. کلمات جدید. مانند “پیکانوپجو”، ابتدا به عنوان یک کلمه مرکب ساخته شد و سپس بومیان به جای آن آن را “پیکاجو” نامیدند. این مخلوط نامیده می شود و فرهنگستان از روشی استفاده می کند که زبان شناسان گاهی اوقات با بریدن آن کلمه جدیدی می سازند. به عنوان مثال، “بیو” در عبارت “من یک معاینه زیستی دارم” با برش “زیست شناسی” یا “az” با “آزمایشگاه” قطع می شود.

مزدک انوشه به انواع دیگر واژه سازی اشاره کرد و توضیح داد: کلمه سازی روش دیگری است که تلفظ مستقل حروف اول برخی از کلمات است یعنی حروف را یکی یکی می گوییم مثلا در ریاضیات «BMM» یا Sa. “شمر” نظامی. یک مثال قدیمی تر “That’s Jim” است که به معنای “پرسش و پاسخ” یا “پرسش دادن” است. زیرنویس روش دیگری است که در آن حروف بزرگ را به صورت کلمه تلفظ می کنیم. مثلاً «سمت»، «ناجا»، «هما» و …. اینها روش هایی هستند که فرهنگستان برای تشکیل کلمات علاوه بر ترکیب، اشتقاق و بسط معنایی استفاده می کند. علاوه بر این، همانطور که قبلاً گفتم، فارسی این ویژگی را دارد که ما کلمات را با ساخت های مصنوعی مثلاً «خود تخصصی» می گیریم. در گذشته از گروه های ترکیبی در کلمات آنها استفاده می کردیم و این روش امروزه در زبان فارسی توسط زبان شناسان استفاده می شود و فرهنگستان نیز از آن استفاده می کند. «دید در شب» اینگونه انجام می شود.

این زبان شناس با اشاره به استفاده سعدی از این روش در مثال «وارث گاو نشسته» و بسیاری موارد دیگر، ادامه داد: اینها همه روش هایی است که عموم مردم و صاحب نظران و نویسندگان از آن استفاده می کنند. اما آکادمی زبان ها این کار را به صورت علمی، رمزی و آگاهانه انجام می دهد و اهل زبان این کار را بر اساس زبان خود انجام می دهند.

انوشه با اشاره به نحوه کار آکادمی گفت: یکی دیگر از کارهای بزرگ فرهنگستان این است که این واژه ها را در یک فرهنگ لغت جمع آوری می کند، به طوری که مثلاً وقتی می خواهد برای «اسماس» کلمه ای بسازد، به این واژه نامه نگاه می کند. آنچه را مردم می بینند ببینند.» گفته اند و چه چیزهایی در زبان فارسی معادل است. در واقع آکادمی با آگاهی و در اختیار داشتن این مجموعه کلماتی که بومیان استفاده می کنند، کلمات را می سازد. اما از همان روش ها و منابعی استفاده می کند که جامعه زبانی در واژه سازی استفاده می کند. البته برخی از این روش‌ها بیشتر در آکادمی رایج است، مثلاً ممکن است کمتر بتوانیم با ترکیب بخشی از دو کلمه کلمه جدیدی بسازیم. اما این کار بیشتر و بیشتر توسط فرهنگستان در اصطلاح علمی انجام شده است. وظیفه دیگر فرهنگستان این است که آنچه در گروه های تخصصی انجام می شود مغایر با اصول دستور زبان فارسی نباشد، قوانین ساخت فارسی زیر پا گذاشته نشود، ویژگی های آوایی و واجی رعایت شود و آهنگین باشد.

وی ادامه داد: البته واژه سازی و واژه سازی در آکادمی جدا رایج نیست. آکادمی آنچه را که به طور طبیعی در زبان اتفاق می افتد، به صورت رمزی، علمی و آگاهانه انجام می دهد و قوانینی برای آن وضع می شود. از دیگر اقدامات این موسسه این است که در انتخاب معادل برای کلمات، انواع ترکیب و اشتقاق آن را در نظر می گیرد. در واقع، واژه آکادمی مجموعه ای از کلمات به هم پیوسته شما را می سازد.

مزدک انوشه در پایان واژه سازی را فرآیندی برای ماندگاری زبان دانست و گفت: در ابتدای واژه سازی در فرهنگستان اول سیل واژه هایی داشتیم که وارد زبان فارسی شد. ما “کالج” یا “دانشگاه” داریم و همیشه از کلمات خارجی استفاده کرده ایم. برخی از افراد ممکن است بپرسند، “چرا ما از همان کلمات استفاده کردیم؟” لازم به ذکر است که وام گرفتن زیاد از زبان های خارجی به زبان مادری ما آسیب می رساند و دایره واژگان آن را ضعیف می کند. در عین حال، زبانی که به وام گرفتن عادت کرده است، به تدریج بخشی از توانایی ها و ابزار ساخت واژه ها را از دست می دهد. ساخت علمی کلمات در فرهنگستان، الگوهای مختلف تولید کلمه را زنده نگه داشت تا بتوان با آنها کلمات دیگری ساخت.

انتهای پیام/

دکمه بازگشت به بالا