عفاف از نگاه عرفان؛ حجاب دل پیش از حجاب تن
عفاف از نگاه عرفان و حجاب دل پیش از حجاب تن، رویکردی عمیقتر به دو فضیلت بنیادین در اسلام است که فراتر از چارچوبهای صرفاً فقهی میرود. این نگرش، پاکی درونی و خویشتنداری نفس را زیربنای اصلی پوشش و حفظ حریم ظاهری میداند و بدون آن، حجاب تنها پوسته ای بیجان خواهد بود. در عرفان اسلامی، حجاب دل به مراتب مقدم بر حجاب تن است.
در فرهنگ غنی اسلامی، مفاهیم عفاف و حجاب همواره جایگاه ویژهای داشتهاند. بسیاری از افراد این دو مفهوم را صرفاً در چارچوب قوانین فقهی و اجتماعی محدود میدانند، اما نگاهی عمیقتر و عرفانی به این فضیلتها، ابعاد گستردهتری از آنها را آشکار میسازد. انتشارات گنجینه هدایت همواره در تلاش است تا با ارائه آثاری همچون کتاب حجاب و عفاف از منظر شرع و عرفان، مسیر را برای درک صحیح و جامع این آموزههای حیاتی هموار سازد. این مقاله به واکاوی این موضوع میپردازد که چگونه عفاف، به عنوان یک ملکه نفسانی و پاکی درونی، اساس و ریشه حجاب ظاهری است و چگونه حجاب دل، پیش از حجاب تن، معنای حقیقی خویشتنداری را نمایان میسازد. در این مسیر، به مبانی عرفانی و دیدگاههای بزرگان این مکتب در خصوص طهارت باطن و پوشش معنوی نیز خواهیم پرداخت تا درکی ژرفتر از این فضیلتهای اخلاقی حاصل شود.
تعریف و تمایز عفاف و حجاب: از فقه تا عرفان
برای درک عمیقتر مفاهیم عفاف و حجاب، ابتدا باید به تعریف لغوی و اصطلاحی آنها پرداخت و سپس تمایز و رابطه این دو را بررسی کرد. این تمایز نه تنها در سطح فقهی، بلکه در نگرش عرفانی نیز دارای اهمیت فراوانی است.
۱.۱. تعریف لغوی و اصطلاحی عفاف
عفاف در لغت به معنای خویشتنداری، بازداشتن نفس از محرمات و خواستههای شهوانی و کنترل امیال ناروا است. این واژه از ریشه “عفّ” به معنای خودداری و پرهیز میآید. راغب اصفهانی در مفردات خود، عفاف را حالتی نفسانی میداند که مانع غلبه شهوت بر انسان میشود و شخص عفیف کسی است که با تمرین و تلاش مستمر، بر شهوت غلبه یافته و به این حالت دست پیدا کرده است. در اصطلاح اخلاقی، عفاف یک فضیلت نفسانی است که نیروی شهوت را تحت فرمان عقل قرار میدهد تا افعال انسان از روی اعتدال و حکمت صادر شوند، نه از روی طغیان هواهای نفسانی. عفاف، به معنای پاکدامنی و پالودگی از فحشا، تنها به بعد جنسی محدود نمیشود؛ بلکه شامل عفاف در گفتار، کردار، نگاه، مال، مقام و دیگر شئون زندگی نیز میشود. این یک کیفیت درونی و ملکه نفسانی است که فرد را از تعدی و تجاوز به حدود الهی بازمیدارد.
۱.۲. تعریف لغوی و اصطلاحی حجاب
حجاب نیز واژهای عربی است که در لغت به معنای پوشش، پرده و مانع است. ابن منظور در لسان العرب، حجاب را ستر و پوشش میداند. در اصطلاح فقهی، حجاب به معنای پوشش ویژهای برای زنان است که مانع دیده شدن آنان توسط نامحرمان و تحریک تمایلات جنسی میشود. این پوشش، جنبه ظاهری و رفتاری دارد و به حائل و مانعی فیزیکی اشاره دارد که بین زن و مرد نامحرم قرار میگیرد. قرآن کریم در آیات متعدد، به انواع حجاب مانند حجاب پوششی (جلباب، خمار)، حجاب گفتاری (عدم خضوع در قول) و حجاب رفتاری (غض بصر، عدم تبرّج، عدم پازدن) اشاره کرده است. حجاب، در واقع، یک حکم عملی و یک رفتار ظاهری است که برای حفظ حریم و پاکی در جامعه وضع شده است.
۱.۳. رابطه بین عفاف و حجاب
حجاب و عفاف، اگرچه مفاهیم جداگانهای هستند، اما ارتباطی تنگاتنگ و متقابل با یکدیگر دارند. حجاب در واقع، تجلی بیرونی و محافظ عفاف درونی است. عفاف ریشه و اساس است و حجاب میوه و نگهبان آن. انسانی که از عفاف درونی برخوردار است، به طور طبیعی به حفظ حجاب ظاهری خود نیز اهتمام میورزد؛ چرا که حجاب، ابزاری است برای محافظت از آن پاکی درونی و جلوگیری از آسیب دیدن آن. این رابطه دو سویه است: همانطور که عفاف درونی به رعایت حجاب ظاهری منجر میشود، التزام به حجاب ظاهری نیز میتواند به تدریج به تقویت ملکه عفاف درونی کمک کند و نوعی ریاضت نفس محسوب شود. با این حال، باید توجه داشت که لزوماً هر حجاب ظاهری، نشانهای از عفاف درونی نیست؛ برخی ممکن است به دلیل الزامات اجتماعی یا ترس از عواقب، حجاب را رعایت کنند در حالی که از عفاف باطنی بیبهرهاند. همچنین ممکن است فردی عفیف باشد اما به دلایل فرهنگی یا عدم آگاهی، حجاب ظاهری کاملی نداشته باشد. اما ایدهآل اسلامی، هماهنگی و همافزایی این دو فضیلت است.
عرفان و نگاه آن به هستی و انسان
عرفان اسلامی، به عنوان مکتبی عمیق و اصیل، دیدگاهی جامع به هستی و انسان دارد که فراتر از ظاهر امور میرود و بر باطن و حقیقت وجود تأکید میکند. این نگاه، کلید فهم ارتباط عمیقتر عفاف و حجاب است.
۲.۱. مبانی کلی عرفان اسلامی
هدف اصلی عرفان اسلامی، رسیدن به معرفتالله و فنا فی الله است؛ یعنی شناخت حقیقی خداوند و رسیدن به مرتبهای از وحدت وجودی که سالک جز حق را نمیبیند. عرفان بر این باور است که حقیقت هستی، چیزی جز ذات واحد الهی نیست و کثرات عالم، تجلیات او هستند. در این مکتب، قلب انسان جایگاه معرفت و شهود حقایق است و مسیر سلوک، از تصفیه و پاکسازی همین قلب آغاز میشود. عرفا بر این باورند که انسان برای رسیدن به این مقام، باید از خودبینی، خودخواهی و هرگونه تعلقات مادی و دنیوی رها شود و قلب خود را آیینهای تمامنما از انوار الهی گرداند. این مسیر، مستلزم مجاهدت نفسانی، تهذیب اخلاق و ریاضتهای معنوی است.
۲.۲. تزکیه نفس و تصفیه باطن در عرفان
تزکیه نفس و تصفیه باطن، محور اصلی سلوک عرفانی است. عرفا بر این باورند که تا دل از رذایل اخلاقی مانند حسد، کبر، طمع، شهوتپرستی و تعلقات دنیوی پاک نشود، نمیتوان به معرفت حقیقی دست یافت. این پاکسازی، شامل از بین بردن حجابهایی است که بین انسان و حقیقت وجود قرار گرفتهاند. برای یک عارف، همواره در تلاش برای رسیدن به کمال، هر آنچه او را از خدا دور میکند، حجاب محسوب میشود. از این رو، پاکسازی دل از هرگونه آلودگی، چه مادی و چه معنوی، قدم اول و مهمترین گام در مسیر عرفان است. این فرآیند، مستلزم مراقبه دائمی، محاسبه نفس و ریاضتهای اخلاقی است که به تدریج قلب را برای پذیرش انوار الهی آماده میسازد.
عفاف از منظر عرفان: طهارت دل و پاکی وجود
در نگاه عرفانی، عفاف نه تنها به معنای پاکدامنی جنسی، بلکه به معنای وسعتیافتهتری از طهارت نفس و پاکی وجود در تمام ابعاد است که جایگاه ویژهای در سلوک الیالله دارد. این نگاه، عفاف را به عنوان یکی از ستونهای اصلی سیر و سلوک معنوی معرفی میکند.
۳.۱. عفاف به مثابه پاکسازی قلب از تعلقات دنیوی
عرفا، عفاف را بسیار فراتر از کنترل امیال جنسی میدانند. از دیدگاه آنان، عفاف به معنای پاکسازی قلب از هرگونه تعلقات و وابستگیهای دنیوی است که مانع پرواز روح به سوی حق میشوند. این تعلقات شامل مال، مقام، شهرت، علم بدون عمل، و حتی عبادات بدون خلوص نیت نیز میشود. عفاف در عرفان، یعنی دل کندن از هر آنچه غیر خداست و پالایش وجود از هرگونه آلودگی که حجاب بین عبد و معبود میگردد. طمع، حسد، کبر، خودبینی، و هر نوع “هوای نفس” در این تعریف گسترده، مصادیق عدم عفاف محسوب میشوند که باید از صفحه دل زدوده شوند.
۳.۲. جایگاه عفاف در سلوک عرفانی
عفاف به عنوان یکی از اولین و اساسیترین قدمها در سیر و سلوک عرفانی شناخته میشود. بدون کسب ملکه عفاف، سالک نمیتواند مسیر خود را به درستی ادامه دهد. این فضیلت، پایهای برای مقامات بعدی عرفانی همچون صبر، توکل، رضا و تسلیم است. عفاف به سالک کمک میکند تا تمرکز خود را بر ذکر، فکر و مراقبه حفظ کند و از پراکندگی حواس و وسوسههای نفسانی در امان بماند. در واقع، عفاف زمینهای را فراهم میکند که قلب بتواند نور حقیقت را دریافت کرده و از کدورتها پاک شود. یک عارف، برای رسیدن به شهود حق و مکاشفات غیبی، نیازمند قلبی پاک و عفیف است.
۳.۳. اقوال و اشارات عرفا درباره عفاف باطنی
بسیاری از عرفای بزرگ اسلامی در آثار خود به اهمیت عفاف باطنی و پاکی دل اشاره کردهاند. مولانا جلالالدین بلخی در مثنوی معنوی میگوید:
تن ز جان و جان ز دل شد در حجاب، ای خوش آن جان کو از این هر دو بتاب.
این بیت به روشنی بر این معنا تأکید دارد که حتی جان و دل نیز میتوانند حجابهایی بر سر راه حقیقت باشند و پاکی از این حجابها، نهایت خوشبختی است. حافظ نیز در اشعار خود به کرات به پردهپوشی و راز نگه داشتن دل اشاره کرده که میتواند تفسیری از عفاف باطنی باشد. ابن عربی نیز در فصوص الحکم و فتوحات مکیه، به مراتب طهارت نفس و پاکسازی باطن برای رسیدن به مقام قرب الهی پرداخته است. این سخنان، همگی بر محوریت عفاف درونی به عنوان کلید گشایش درهای معرفت تأکید دارند.
حجاب دل: پردههای نوری و ظلمانی بر آینه جان
در عرفان، مفهوم “حجاب” فراتر از پوشش ظاهری است و به پردههایی اشاره دارد که مانع دیدن حقیقت توسط دل میشوند. این حجابها میتوانند از جنس نور یا ظلمت باشند که هر یک به شکلی متفاوت، آینه جان را مکدر میکنند.
۴.۱. مفهوم حجاب دل در اصطلاح عرفا
حجاب دل در اصطلاح عرفا، به پردههایی گفته میشود که مانع شهود حقایق الهی توسط قلب و ادراک وحدت وجود میشوند. این حجابها، قلب را از نور معرفت محروم کرده و آن را در ظلمت غفلت و کثرات نگه میدارند. این پردهها نه فقط از جنس مادیات و تعلقات دنیوی هستند، بلکه گاهی خودِ کمالات و فضایل نیز میتوانند حجاب شوند؛ اگر انسان به آنها دلبستگی پیدا کند و از ذات حق غافل شود. عارف واقعی کسی است که همواره در پی کنار زدن این حجابهاست تا به مقام «فنا» و «بقای بالله» دست یابد.
۴.۲. حجابهای ظلمانی و تأثیر آن بر دل
حجابهای ظلمانی، همان رذایل اخلاقی، گناهان، شهوات مادی و هر آنچه باطن انسان را تیره و تار میکند، هستند. غفلت از یاد خدا، دلبستگی بیش از حد به دنیا، طمع، حسد، کبر، و شهوترانیهای بیحد و حصر، همگی به مثابه پردههای تاریکی عمل میکنند که نور معرفت را از قلب دور میسازند. این حجابها، دل را سخت و سیاه کرده و مانع از دریافت الهامات غیبی و درک حقایق معنوی میشوند. در واقع، گناه و معصیت، حجابی از جنس تاریکی بر روی آینه دل میکشند که مانع از انعکاس جمال الهی در آن میگردد. راه کنار زدن این حجابها، توبه، استغفار و مبارزه با نفس اماره است.
۴.۳. حجابهای نوری و ظرافت آنها
اما ظریفترین و گاه خطرناکترین حجابها، حجابهای نوری هستند. این حجابها، همان کمالات و فضایل ظاهری و باطنی هستند که اگر انسان به جای توجه به «حق» و منشأ این کمالات، به خودِ کمالات و فضل خویش ببالد و خود را مالک آنها بداند، حجابی بر راه شهود او میگردند. برای مثال، کثرت عبادات بدون خلوص نیت، علم بدون معرفت، یا حتی توجه به مقامات معنوی به جای ذات حق، میتواند حجابی نوری باشد. این حجابها به مراتب از حجابهای ظلمانی دشوارترند، چرا که انسان آنها را کمال میپندارد و متوجه پرده بودنشان نمیشود. کنار زدن این حجابها نیازمند بصیرت عمیق و فنای از خودبینی و خودپرستی است تا سالک بتواند از «خود» و هر آنچه «غیر اوست» عبور کند و به وحدت حقیقی برسد.
۴.۴. “حجاب دل پیش از حجاب تن” به چه معناست؟
عبارت “حجاب دل پیش از حجاب تن” در عرفان، به معنای اولویت و اصالت پاکی و تزکیه درونی بر هر گونه پوشش و ظاهرگرایی صرف است. این جمله به این حقیقت اشاره دارد که اگر دل انسان در حجاب غفلت، رذایل اخلاقی و تعلقات دنیوی باشد، حجاب ظاهری به تنهایی نمیتواند کمالآفرین باشد و معنای حقیقی خود را از دست میدهد. حجاب واقعی زمانی مؤثر است که ریشههای آن در دل و جان انسان محکم شده باشد. یعنی ابتدا باید درون را از آلودگیها پاک کرد و سپس ظاهر را به آن آراست. بدون عفاف دل، حجاب تن میتواند به ریا، تزویر و ظاهرسازی منجر شود و فاقد آن عمق معنوی باشد که اسلام از یک مؤمن انتظار دارد. لذا، تلاش برای عفاف از نگاه عرفان؛ حجاب دل پیش از حجاب تن، دعوت به یک سیر و سلوک درونی است که ابتدا قلب را آماده میکند.
حجاب تن: نماد، محافظ و کمککننده به عفاف دل
حجاب ظاهری، نه تنها یک حکم شرعی است، بلکه در نگاه عرفانی، نماد و محافظی است که به تقویت عفاف درونی کمک میکند و به عنوان آینهای از پاکی باطن عمل مینماید.
۵.۱. حجاب ظاهری به مثابه آینهای از عفاف درونی
حجاب ظاهری، در صورتی که با عفاف باطنی همراه باشد، آینهای است که طهارت و خویشتنداری نفس را به نمایش میگذارد. یک پوشش نیکو، باوقار و متین، بازتابی از حرمت و ارزشگذاری فرد به خود و باورهای درونیاش است. این پوشش، پیامی از کرامت، حیا و پاکدامنی را به جامعه منتقل میکند. عرفا معتقدند که ظاهر و باطن انسان با یکدیگر در ارتباطند؛ بنابراین، زمانی که درون انسان پاک و عفیف باشد، این پاکی در ظاهر و سلوک او نیز تجلی مییابد و حجاب، نمادی از این طهارت درونی خواهد بود. کتاب حجاب و عفاف از منظر شرع و عرفان نیز به این هماهنگی میان ظاهر و باطن میپردازد.
۵.۲. نقش حفاظتی حجاب تن برای عفاف دل
حجاب بیرونی، نقش مهمی در حفاظت از عفاف دل دارد. این پوشش، عاملی برای جلوگیری از تحریک شهوات بیرونی و درونی است. وقتی فرد با حجاب در جامعه حاضر میشود، نه تنها خود را از نگاههای آلوده و تحریکآمیز مصون میدارد، بلکه محیط را نیز برای دیگران پاکیزهتر میکند. این حفظ حریم، کاهش وسوسهها و موانع بیرونی را در پی دارد که به فرد کمک میکند تا تمرکز بیشتری بر سلوک عرفانی و تزکیه نفس داشته باشد. حجاب، مانند سپری عمل میکند که قلب را از تیرهای مسموم نگاهها و نیتهای ناپاک حفظ میکند و فضایی امن برای رشد و تعالی روحی فراهم میسازد. از این رو، حجاب نه تنها برای خود فرد، بلکه برای سلامت اخلاقی جامعه نیز ضروری است.
۵.۳. تأثیر متقابل حجاب ظاهری بر عفاف باطنی
همانطور که عفاف باطنی به حجاب ظاهری منجر میشود، رعایت مداوم حجاب ظاهری نیز به مرور زمان میتواند بر تقویت عفاف درونی تأثیر بگذارد. التزام به پوشش و حریم، یک نوع ریاضت نفس محسوب میشود که به تدریج اراده و خویشتنداری فرد را تقویت میکند. این عمل، یک تمرین مستمر برای کنترل نفس و غلبه بر تمایلات زودگذر است. هرچه فرد در رعایت حجاب خود کوشاتر باشد، بیشتر به حفظ حریم و پاکی درونی خود نیز اهتمام میورزد و این چرخه مثبت، او را به سمت کمال سوق میدهد. در این راستا، مطالعه منابع معتبر مانند کتاب حجاب و عفاف از منظر شرع و عرفان که توسط انتشارات گنجینه هدایت منتشر شده، میتواند راهگشا باشد.
در جدول زیر، مقایسهای بین جنبههای فقهی و عرفانی عفاف و حجاب ارائه شده است:
| ویژگی | نگاه فقهی | نگاه عرفانی |
|---|---|---|
| تمرکز اصلی | قوانین و احکام ظاهری | پاکی باطن و تزکیه نفس |
| تعریف عفاف | پاکدامنی جنسی و دوری از گناه | خویشتنداری از همه تعلقات دنیوی و رذایل اخلاقی |
| تعریف حجاب | پوشش و حائل ظاهری در برابر نامحرم | پردههای نوری و ظلمانی بر آینه دل، سپس پوشش ظاهری |
| هدف نهایی | رعایت حدود شرعی و حفظ نظم اجتماعی | وصول به معرفتالله و قرب الهی |
| رابطه ظاهر و باطن | ظاهر تابع احکام شرعی است | باطن اصل است و ظاهر آینه آن |
همافزایی و تکامل: کمال در هماهنگی عفاف دل و حجاب تن
اوج کمال در نگاه عرفانی به عفاف و حجاب، در هماهنگی و یکپارچگی این دو مفهوم است. عارف حقیقی کسی است که نه تنها به پاکی دل اهتمام میورزد، بلکه از آداب ظاهر نیز غافل نمیشود و این دو را در مسیر تعالی خود به هم میآمیزد.
۶.۱. الگوی انسان کامل عرفانی
در مکتب عرفان، انسان کامل کسی است که هم به پاکی باطن (عفاف دل) و هم به رعایت آداب ظاهر (حجاب تن) اهتمام جدی دارد. این هماهنگی و یکپارچگی میان ظاهر و باطن، سیره اولیای الهی و ائمه معصومین (ع) بوده است. آنان نمونههای بارز انسانهایی هستند که در اوج طهارت نفس و معرفت الهی، به بهترین شکل ممکن، آداب و احکام ظاهری دین را نیز رعایت میکردند. امام علی (ع) در کلامی میفرمایند: “بر شما باد به عفتپیشگی و امانتداری، چه این دو، شریفترین صفتی است که در نهان دارید و نیکوترین رفتاری است که آشکار میکنید و برترین فضیلتی است که ذخیره میکنید.” این کلام به وضوح به ساحت درونی و بیرونی عفاف اشاره دارد و بر لزوم رعایت هر دو تأکید میکند. انسان کامل عرفانی، هرگز ظاهر را فدای باطن یا باطن را فدای ظاهر نمیکند؛ بلکه هر دو را مکمل یکدیگر و ابزاری برای رسیدن به قرب الهی میداند.
۶.۲. رسیدن به سعادت حقیقی
سعادت و کمال حقیقی انسان، تنها در گرو این هماهنگی و یکپارچگی است. انسانی که قلبش از آلودگیها پاک است و ظاهرش نیز با دستورات الهی هماهنگ، به آرامش و رضایت درونی دست مییابد. این سعادت، فراتر از لذتهای زودگذر دنیوی است و به معنای اتصال به منبع خیر و کمال مطلق، یعنی خداوند متعال است. عفاف دل و حجاب تن، هر دو ابزارهایی برای رسیدن به این مقصد والا هستند. اگرچه عرفا بر اهمیت باطن تأکید بیشتری دارند، اما هرگز منکر نقش ظاهر در این مسیر نیستند؛ چرا که ظاهر، پلی است به سوی باطن و هر گونه بیتوجهی به آن، میتواند سالک را از مسیر منحرف سازد. بنابراین، برای رسیدن به سعادت حقیقی، باید هم به تزکیه نفس پرداخت و هم به رعایت پوشش و حریم ظاهری، تا این دو همچون دو بال، انسان را به سوی آسمان معرفت و قرب الهی پرواز دهند.
نتیجهگیری
در نهایت، میتوان گفت که عفاف از نگاه عرفان؛ حجاب دل پیش از حجاب تن، رویکردی ژرف و جامع به این دو فضیلت اخلاقی است که فراتر از چارچوبهای صرفاً فقهی میرود. عفاف، به مثابه ریشه و اساس پاکی و خویشتنداری، نخست در قلب انسان جای میگیرد و تمامی ابعاد وجودی او را شامل میشود. حجاب دل نیز به پردههایی اشاره دارد که مانع شهود حقیقت توسط جان میشوند، چه این پردهها از جنس تعلقات دنیوی باشند یا حتی کمالات نوری که انسان را از ذات حق غافل سازند. در این میان، حجاب تن به عنوان میوه و نگهبان این عفاف درونی عمل میکند، نمادی از طهارت باطن است و به محافظت از آن کمک مینماید. هماهنگی و یکپارچگی میان عفاف دل و حجاب تن، الگوی انسان کامل عرفانی است که او را به سعادت حقیقی و قرب الهی رهنمون میسازد. درک این ابعاد معنوی، انگیزهای پایدارتر برای رعایت این فضیلتها ایجاد میکند و راهگشای تعالی روح در دنیای پر چالش امروز است. انتشارات گنجینه هدایت با ارائه آثاری غنی و عمیق، از جمله کتاب حجاب و عفاف از منظر شرع و عرفان، در این مسیر نورانی پیشگام بوده و به درک بهتر این مفاهیم والا یاری میرساند.
سوالات متداول
تفاوت اصلی بین حجاب و عفاف از دیدگاه عرفا در چیست؟
عفاف حالتی درونی و ملکه نفسانی خویشتنداری از تمام تعلقات و رذایل است، در حالی که حجاب به پردهها و موانع ظاهری و باطنی بر سر راه شهود حقیقت و نیز پوشش ظاهری اشاره دارد.
چگونه میتوان پردههای ظلمانی و نوری دل را که عرفا به آن اشاره میکنند، کنار زد؟
پردههای ظلمانی با توبه، استغفار و مبارزه با نفس، و پردههای نوری با بصیرت عمیق، فنای از خودبینی و توجه به ذات حق کنار زده میشوند.
آیا رعایت حجاب ظاهری بدون داشتن عفاف درونی بیفایده است؟
حجاب ظاهری بدون عفاف درونی، فاقد عمق معنوی است و نمیتواند به کمال حقیقی منجر شود، هرچند ممکن است از برخی آسیبهای اجتماعی جلوگیری کند.
سلوک عرفانی چه ارتباطی با پاکدامنی و خویشتنداری دارد؟
پاکدامنی و خویشتنداری (عفاف) یکی از اولین و اساسیترین قدمها در سلوک عرفانی است که قلب را برای معرفت و شهود حق آماده میسازد.
کدام یک از عرفای بزرگ اسلامی بیشتر به ابعاد باطنی عفاف و حجاب پرداختهاند؟
مولانا، حافظ، عطار و ابن عربی از جمله عارفانی هستند که به طور عمیق به ابعاد باطنی عفاف و حجاب در آثار خود پرداختهاند.