خلاصه کتاب گفت و گوهایی با عباس کیارستمی | گادفری چشایر
خلاصه کتاب گفت و گوهایی با عباس کیارستمی ( نویسنده گادفری چشایر )
کتاب «گفت وگوهایی با عباس کیارستمی» اثری از گادفری چشایر، عمیق ترین و جامع ترین پنجره ای است که خواننده را به جهان فکری و فلسفه سینمایی این کارگردان فقید ایرانی می برد. این کتاب حاصل سال ها مصاحبت و گفت وگو بین یک منتقد برجسته و یک نابغه سینماست که دیدگاه های منحصربه فرد کیارستمی را آشکار می کند و سفری بی نظیر به عمق ذهن او ارائه می دهد.
گشتی در سطر سطر این اثر، گویی خود را در فضایی صمیمانه و پر از اندیشه در کنار عباس کیارستمی می بینیم؛ جایی که او از ریشه های فکری و هنری خود می گوید، از لحظات ناب خلق آثارش پرده برمی دارد و فلسفه عمیق نهفته در پس سادگی ظاهری فیلم هایش را بازگو می کند. هر کلمه از این گفت وگوها، نه تنها به درک بهتر فیلم های او کمک می کند، بلکه دریچه ای به شناخت جهانی نگری و شیوه خاص او در مواجهه با زندگی و هنر می گشاید. این کتاب، منبعی ارزشمند برای هر سینه فیل، پژوهشگر یا حتی یک علاقه مند کنجکاو است تا با نگاهی تازه به سینمای بی بدیل کیارستمی بنگرد و از تجربه های شخصی او الهام بگیرد.
گادفری چشایر: منتقدی در پی فهم کیارستمی
گادفری چشایر، نامی آشنا در دنیای نقد سینما، نه تنها یک منتقد آمریکایی برجسته، بلکه یکی از عمیق ترین علاقه مندان و متخصصان سینمای ایران و به ویژه آثار عباس کیارستمی است. او سال ها ریاست حلقه منتقدان فیلم نیویورک را بر عهده داشت و در کارنامه پربار خود، همکاری با نشریات معتبری چون نیویورک تایمز و ورایتی را ثبت کرده است. اما آنچه چشایر را به یک چهره منحصربه فرد در میان منتقدان کیارستمی تبدیل می کند، نه فقط دانش و تخصص او، بلکه ارتباط عمیق و دوستانه ای است که با این کارگردان بزرگ برقرار کرده بود.
نقطه آغاز این رابطه از سال ۱۹۹۲ و با تماشای فیلم «کلوزآپ» شکل گرفت؛ اثری که به گفته چشایر، او را چنان مجذوب خود کرد که تا همیشه آن را یکی از بهترین فیلم های عمرش می دانست. این شیفتگی، او را واداشت تا پا به ایران بگذارد و سفرهای متعددی به این کشور داشته باشد. در طول این سفرها و دیدارهایی که به دنبال نمایش فیلم «زیر درختان زیتون» در جشنواره نیویورک آغاز شد، دوستی صمیمانه ای بین چشایر و کیارستمی شکل گرفت. این دوستی، بستر اصلی گفت وگوهایی شد که بعدها در قالب کتاب «گفت وگوهایی با عباس کیارستمی» به دست ما رسید.
چشایر در مقدمه کتاب خود، با جملاتی سرشار از احترام و تحسین، کیارستمی را فردی «اصیل، مهربان و سخاوتمند» توصیف می کند که صحبت کردن با او «حسی لذت بخش» می بخشید. او به پشتکار بی وقفه کیارستمی در هنر، حتی زمانی که فیلمی نمی ساخت (همچون شعر گفتن و عکاسی)، اشاره می کند و او را فردی «بسیار خلاق» می خواند که می توانست درونیاتش را به هنر تبدیل کند. این نگاه دقیق و عمیق یک منتقد خارجی، به ما کمک می کند تا ابعاد پنهان و کمتر دیده شده ای از سینمای کیارستمی را درک کنیم و ارزش این گفت وگوها را دوچندان می کند؛ گفت وگوهایی که نه صرفاً پرسش و پاسخ، بلکه سفری مشترک به عمق ذهن یک نابغه هنری است.
سفری در زمان: دوران بندی سینمایی کیارستمی از نگاه چشایر و عمق گفت وگوها
گادفری چشایر در خلال گفت وگوهای خود با عباس کیارستمی، به تقسیم بندی منحصربه فردی از دوران های فیلمسازی این هنرمند می پردازد که درک سیر تحول و تکامل سبک او را برای خواننده آسان تر می کند. این تقسیم بندی، چارچوبی تحلیلی فراهم می آورد تا بتوانیم از ریشه های فکری کیارستمی در کانون پرورش فکری تا اوج جهانی شدن او در دوران شاهکارها، همراه با خود او و چشایر سفر کنیم. این کتاب به طور عمده بر دو دوره اول تمرکز دارد، اما به دوره سوم نیز اشاره ای گذرا می شود که وسعت نگاه چشایر را نشان می دهد.
دوران کانون پرورش فکری: ریشه ها و آغاز یک سبک (دهه های ۴۰ و ۵۰)
دوره اول فعالیت عباس کیارستمی، به همکاری پربار او با کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بازمی گردد. در این دوران، کیارستمی بیش از هر چیز به ساخت فیلم های کوتاه روی آورد که گرچه شاید کمتر دیده شده اند، اما ستون های اصلی سبک فیلمسازی او را پایه ریزی کردند. فیلم هایی مانند «نان و کوچه» (۱۳۴۹)، «زنگ تفریح» (۱۳۵۱)، «تجربه» (۱۳۵۱)، و «مسافر» (۱۳۵۳) نمونه هایی از تلاش های اولیه او برای پرداختن به جهان کودکان و نوجوانان هستند. در این گفت وگوها، کیارستمی از انگیزه و چالش های ساخت فیلم برای این گروه سنی سخن می گوید و نشان می دهد که چگونه سادگی، صداقت و تمرکز بر جزئیات زندگی روزمره، از همان ابتدا در آثار او ریشه دوانده بود.
جهان بینی کیارستمی در این سال ها، با نگاهی عمیق به معصومیت و سادگی کودکان، شکل گرفت. او در این فیلم ها نه تنها به مشکلات آن ها می پرداخت، بلکه تلاش می کرد تا از دریچه چشمان آنان به جهان نگاه کند. این تجربه، تأثیر به سزایی بر شکل گیری رویکرد مینیمالیستی و واقع گرایانه او در آینده گذاشت و باعث شد تا او همواره به دنبال «حقیقت» در دل «واقعیت» باشد. فیلم «گزارش» (۱۳۵۶) نیز به عنوان اولین تجربه سینمایی بلند او، نقطه ی عطفی در این دوران محسوب می شود که پل ارتباطی میان فیلم های کوتاه و آثار بلند بعدی اش را فراهم آورد و نشانه ای از پختگی بیشتر او در روایت داستانی و پرداختن به مضامین پیچیده تر بود.
دوران شاهکارها: جهانی شدن سینمای کیارستمی و اوج پختگی (دهه های ۶۰ و ۷۰)
دوره دوم فیلمسازی کیارستمی، که چشایر آن را «شاهکارها» می نامد، با آثاری همچون «مشق شب» آغاز شده و با «باد ما را خواهد برد» (۱۳۷۹) به اوج خود می رسد. این دوره، زمانی است که نام کیارستمی فراتر از مرزهای ایران رفته و او به یکی از تاثیرگذارترین کارگردانان سینمای جهان تبدیل می شود. کتاب «گفت وگوهایی با عباس کیارستمی» بخش عمده ای از تحلیل های خود را به این دوران اختصاص می دهد و با جزئیات به بررسی فیلم هایی می پردازد که هر یک نقطه عطفی در تاریخ سینما به شمار می روند.
«سه گانه کوکر» شامل «خانه دوست کجاست؟» (۱۳۶۵)، «زندگی و دیگر هیچ» (۱۳۷۰)، و «زیر درختان زیتون» (۱۳۷۳)، از برجسته ترین آثار این دوران هستند که کیارستمی در گفت وگو با چشایر، به عمق مضامین آن ها از جمله زندگی در مواجهه با مرگ، امید در دل فاجعه (زلزله) و جستجوگری های انسانی می پردازد. سفر چشایر همراه با کیارستمی به روستای کوکر، که ویرانه های زلزله را در خود داشت، به این گفت وگوها بُعدی تجربه محور و ملموس می بخشد و حس همراهی با هنرمند را برای خواننده به ارمغان می آورد.
فیلم «کلوزآپ» (۱۳۶۹) نیز به واسطه ساختار مستند-داستانی بی نظیر و پرداختن به ابعاد پیچیده هویت و اخلاق، جایگاهی ویژه در این گفت وگوها دارد. کیارستمی در این بخش، از شیوه خاص خود در ترکیب واقعیت و خیال، و مرزهای باریک بین مستند و داستان سخن می گوید. او معتقد بود که «حقیقت» فراتر از واقعیت عینی است و باید در عمق زندگی جستجو شود.
«طعم گیلاس» (۱۳۷۶)، اثری که نخل طلای کن را برای کیارستمی به ارمغان آورد، موضوع بخش های مفصلی از گفت وگوها است. فلسفه مرگ، زندگی، انتخاب و امید، از جمله محورهای اصلی بحث درباره این فیلم هستند. کیارستمی با صراحت از دیدگاه های خود درباره این مضامین اساسی و تلاش برای به تصویر کشیدن آن ها به شکلی شاعرانه و تأمل برانگیز سخن می گوید. در ادامه، «باد ما را خواهد برد» (۱۳۷۹) نیز با نگاهی شاعرانه به هستی، سنت ها و مفهوم زمان، مورد تحلیل قرار می گیرد و کیارستمی نظرات خود را درباره نقش بداهه پردازی، طبیعت و مکان در خلق فضاهای سینمایی اش بیان می کند. این دوران، اوج شکوفایی هنری کیارستمی و زمانی است که او با هر فیلم، افق های تازه ای را در سینما می گشود.
دوران تجربی: جستجوی فرم های نوین (دهه ۸۰ به بعد) – اشاره ای فراتر از محدوده کتاب
با آنکه کتاب «گفت وگوهایی با عباس کیارستمی» عمدتاً بر دو دوره اول فیلمسازی او متمرکز است، اما گادفری چشایر به عنوان یک منتقد آگاه، به دوره سوم و پایانی فعالیت های هنری کیارستمی نیز اشاره می کند. این دوره که چشایر آن را «تجربی» می نامد، شامل فیلم هایی مانند «شیرین» (۱۳۸۷)، «کپی برابر اصل» (۱۳۸۹)، و «۲۴ فریم» (۱۳۹۵) می شود. در این آثار، کیارستمی به دنبال کاوش در فرم های نوین روایی و بصری بود و مرزهای متعارف سینما را به چالش می کشید.
در این مرحله، او با جسارت بیشتری به استفاده از تکنولوژی دیجیتال روی آورد و در پی راه های جدیدی برای برقراری ارتباط با تماشاگر و درگیر کردن او با مفهوم هنر بود. گرچه گفت وگوهای این کتاب پیش از ساخت بسیاری از این آثار صورت گرفته است، اما اشاره چشایر به این دوران، نشان از درک عمیق او از مسیر کلی هنرمند دارد و خواننده را با پتانسیل های آینده کیارستمی، که متاسفانه مجال ادامه نیافت، آشنا می کند. این دوران تجربی، گواهی بر روحیه جستجوگر و خلاق کیارستمی بود که تا آخرین لحظات زندگی نیز دست از آزمون و خطا در هنر برنمی داشت.
فلسفه و جهان بینی کیارستمی: از زبان خودش در گفت وگوها
یکی از ارزشمندترین بخش های کتاب «گفت وگوهایی با عباس کیارستمی»، غواصی در اعماق فلسفه و جهان بینی این کارگردان یگانه است. از طریق این گفت وگوها، خواننده فرصت می یابد تا از زبان خود کیارستمی، با افکار، دغدغه ها و رویکردهای او نسبت به زندگی، هنر و سینما آشنا شود. این بخش ها، نه تنها به درک دقیق تر آثار او کمک می کنند، بلکه نشان دهنده یک «فلسفه سینمایی عباس کیارستمی» جامع و عمیق هستند که از سال ها تفکر و تجربه نشأت گرفته اند.
تماشاگر، همکار نادیده: مشارکت فعال بیننده
کیارستمی به شدت به نقش تماشاگر در تکمیل معنای فیلم اعتقاد داشت. او می پذیرفت که فیلم هایش همواره سوالاتی را بی جواب می گذارند و این تماشاگر است که باید با ذهن فعال خود، این شکاف ها را پر کند. این رویکرد، تماشاگر را از یک مصرف کننده صرف به یک «همکار نادیده» در فرایند خلق معنا تبدیل می کند. در این گفت وگوها، کیارستمی توضیح می دهد که چگونه از القای مستقیم مفاهیم پرهیز می کند و ترجیح می دهد تماشاگر، با تجربه شخصی خود، به جهان فیلم وارد شود و برداشت های خاص خود را شکل دهد. این دعوت به مشارکت، یکی از ارکان اصلی «سبک فیلمسازی کیارستمی» است.
حقیقت در مرز مستند و داستان: فراتر از واقعیت عینی
مرز بین مستند و داستان در آثار کیارستمی همواره نامشخص و سیال بوده است. او در این گفت وگوها، به کرات بر این ایده تأکید می کند که «حقیقت» فراتر از واقعیت عینی و مستندگونه است. برای او، واقعیت صرفاً یک بستر و ابزاری برای رسیدن به حقیقت والاتر بود. او معتقد بود که گاهی اوقات، داستان ها و عناصر داستانی می توانند «حقیقتی» عمیق تر را منتقل کنند که شاید واقعیت محض از بیان آن عاجز باشد. این دیدگاه های او درباره سینما، به ما نشان می دهد که چگونه او از عناصر زندگی واقعی الهام می گرفت اما هرگز خود را محدود به بازتولید آن نمی کرد.
طنین مضامین تکرارشونده: زندگی، مرگ، امید، سفر، طبیعت، معصومیت
در تمامی آثار کیارستمی، مضامینی تکرارشونده به چشم می خورند که گویی در تار و پود جهان بینی او ریشه دوانده اند. زندگی، مرگ، امید، سفر، طبیعت و معصومیت، تنها بخشی از این مضامین هستند که در گفت وگوها به تفصیل مورد بررسی قرار می گیرند. او از دغدغه های همیشگی خود درباره این مفاهیم بنیادین هستی سخن می گوید و توضیح می دهد که چگونه تلاش کرده تا این مضامین را نه به شکلی شعاری، بلکه از طریق روایت های ساده و ملموس به تصویر بکشد. این گفت وگوها، نه تنها «فلسفه سینمایی عباس کیارستمی» را عیان می کنند، بلکه پنجره ای به سوی تجربیات شخصی او در مواجهه با این مسائل باز می کنند.
زیبایی در سادگی: مینیمالیسم کیارستمی
مینیمالیسم یا سادگی در فرم و محتوا، از مشخصه های بارز سینمای کیارستمی است. او در گفت وگو با چشایر، به زیبایی نهفته در عناصر ساده زندگی و نحوه انعکاس آن در فیلم هایش اشاره می کند. این سادگی، نه از سر فقر ایده، بلکه نتیجه یک انتخاب آگاهانه برای حذف هرگونه زواید و رسیدن به جوهره اصلی موضوع بود. او اعتقاد داشت که مخاطب باید بتواند خود را با سادگی و خلوص اثر همراه کند تا به عمق معنا برسد. این رویکرد، در تمام فیلم های او، از «نان و کوچه» تا «طعم گیلاس»، به وضوح دیده می شود.
الهام از هنرهای دیگر: شعر، عکاسی، نقاشی
عباس کیارستمی تنها یک کارگردان نبود؛ او یک هنرمند چندوجهی بود که در عکاسی، شعر و نقاشی نیز فعالیت داشت. این گفت وگوها نشان می دهند که چگونه الهام گیری از این هنرهای دیگر، به غنای سینمای او افزوده است. نگاه شاعرانه او به جهان، در تک تک فریم هایش نمایان است. تسلط او بر عکاسی، در ترکیب بندی های چشم نواز و قاب بندی های منحصر به فرد فیلم هایش منعکس شده است. او توضیح می دهد که چگونه این هنرها به او کمک کرده اند تا جهان را با چشمان بازتری ببیند و آن را به شکلی متفاوت در آثار سینمایی اش بازتاب دهد.
فرایند خلاقیت و بداهه پردازی
کیارستمی در این کتاب به تفصیل درباره فرایند خلاقیت و نقش بداهه پردازی در سینمای خود سخن می گوید. او معتقد بود که برخی از بهترین لحظات یک فیلم، نه از طریق برنامه ریزی دقیق، بلکه از دل بداهه پردازی و واکنش به شرایط غیرمنتظره صحنه پدید می آیند. این نگاه، به فیلم های او حس زندگی و طراوت می بخشید و موجب می شد تا تماشاگر احساس کند که در حال مشاهده لحظاتی واقعی و بی واسطه است. این بخش از گفت وگوها، برای هر فیلمساز یا هنرمند جوانی که به دنبال درک عمق «فرایند خلاقیت» است، گنجینه ای از بینش و تجربه محسوب می شود.
حکایت ترجمه و نقل قول های ماندگار: صداقت کیارستمی در کلام
یکی از نکات جذاب و البته پیچیده ای که در کتاب «گفت وگوهایی با عباس کیارستمی» مطرح می شود، خود حکایت غریب ترجمه این اثر است. صالح نجفی، مترجم برجسته این کتاب به فارسی، در یادداشت آغازین خود به این موضوع اشاره می کند که چگونه فرایند ترجمه، خود به نوعی، بازتابی از «چالش های انتقال معنا» است که کیارستمی خود به آن اعتقاد داشت. در ابتدا، کیارستمی پاسخ های خود را به فارسی بیان می کرد و یک مترجم ایرانی، این سخنان را برای گادفری چشایر به انگلیسی برمی گرداند. سال ها بعد، همین حرف ها دوباره از انگلیسی به فارسی ترجمه شده اند تا در اختیار خوانندگان فارسی زبان قرار گیرند.
این چرخه ترجمه، نه تنها از پیچیدگی زبان و فرهنگ پرده برمی دارد، بلکه به نوعی، حس دست اول بودن و صمیمیت گفت وگوها را حفظ می کند. گویی با هر ترجمه، لایه ای جدید از معنا آشکار می شود. یکی از بخش های فراموش نشدنی کتاب، داستان های شخصی است که کیارستمی برای چشایر روایت می کند و عمق نگاه او به جزئیات زندگی و رفتارهای انسانی را به نمایش می گذارد. این روایت ها، نه تنها به درک بهتر جهان بینی او کمک می کنند، بلکه ارتباطی عمیق تر و انسانی تر با او برقرار می سازند.
کیارستمی: «درباره پنج حس مان همه چیز را می دانیم، ولی هیچ وقت درباره رؤیا کردن فکر نمی کنیم. یک وقت بود که فکر می کردم اگر از من بخواهند بین حس بینایی و توان رؤیا کردن انتخاب کنم، رؤیاها را انتخاب می کردم چون، حتی اگر چشم هایمان را بگیرند، باز می توانیم به یاری رؤیاهایمان زندگی مان را بهتر کنیم. آخر بدون رؤیاها آدم چگونه می تواند زندگی کند؟»
این نقل قول، نمونه ای درخشان از فلسفه عمیق و نگاه شاعرانه کیارستمی به زندگی است. او با این جملات، نه تنها به اهمیت خیال و رویا در بقای روح انسان اشاره می کند، بلکه از ما می خواهد تا در ورای واقعیت های مادی، به ابعاد معنوی و درونی زندگی نیز بیندیشیم. این نوع نقل قول ها، گنجینه هایی هستند که از دل این گفت وگوهای صمیمانه استخراج شده اند و بارها در طول کتاب به چشم می خورند.
صالح نجفی: پلی میان فرهنگ ها
در کنار گادفری چشایر به عنوان نویسنده و مصاحبه گر، و عباس کیارستمی به عنوان سوژه اصلی، نام «صالح نجفی» نیز به عنوان مترجم کتاب «گفت وگوهایی با عباس کیارستمی» از اهمیت ویژه ای برخوردار است. نجفی، مترجم و منتقد برجسته ایرانی، وظیفه دشوار و ظریف برگردان این اثر را از انگلیسی به فارسی بر عهده داشته است. همانطور که پیشتر اشاره شد، فرایند ترجمه این کتاب دارای پیچیدگی های خاص خود بود: سخنان اولیه کیارستمی به فارسی بیان شده، سپس به انگلیسی ترجمه شده و سرانجام توسط نجفی دوباره به فارسی بازگردانده شده اند.
این چرخه ترجمه، نیازمند درک عمیق از هر دو زبان و فرهنگ و همچنین آشنایی کامل با مفاهیم سینمایی و فلسفی کیارستمی بوده است. نجفی با مهارت خود، تلاش کرده تا لحن صمیمی و عمیق گفت وگوها را حفظ کرده و «دیدگاه های عباس کیارستمی درباره سینما» را با همان اصالت اولیه به خواننده فارسی زبان منتقل کند. او نه تنها یک مترجم صرف، بلکه پلی میان فرهنگ ها و زبان ها بوده است که صدای کیارستمی را برای مخاطبان داخلی قابل شنیدن کرده است. دقت و حساسیت او در انتخاب واژگان و حفظ جوهره فکری کیارستمی، از نقاط قوت این ترجمه محسوب می شود و به خواننده کمک می کند تا بدون از دست دادن عمق، به دنیای ذهنی کیارستمی وارد شود.
نتیجه گیری: پنجره ای گشوده به جهان کیارستمی
کتاب «گفت وگوهایی با عباس کیارستمی» اثری است که فراتر از یک معرفی ساده، به مثابه پنجره ای گشوده به عمق جهان بینی و ذهن خلاق یکی از بزرگ ترین کارگردانان معاصر عمل می کند. این کتاب، محصول سال ها مصاحبت و دوستی گادفری چشایر، منتقد برجسته آمریکایی، با عباس کیارستمی است که در هر صفحه، بینش های تازه و عمیقی از «فلسفه سینمایی عباس کیارستمی» را آشکار می سازد. از دوران ریشه دار کانون پرورش فکری تا اوج جهانی شدن او با شاهکارهایی چون سه گانه کوکر، «کلوزآپ» و «طعم گیلاس»، هر دوران به دقت و با جزئیات مورد بررسی قرار گرفته است.
این «خلاصه کتاب گفت و گوهایی با عباس کیارستمی» تلاش کرد تا مهم ترین دیدگاه ها و افکار او را، از نقش فعال تماشاگر و مرزهای سیال مستند و داستان گرفته تا عشق او به سادگی و الهام گیری از هنرهای دیگر، برجسته سازد. این اثر، نه تنها برای دانشجویان و پژوهشگران سینما، بلکه برای هر علاقه مند جدی به هنر و سینما، منبعی بی بدیل است تا از زبان خود کیارستمی، با جهان فکری او آشنا شوند. خواندن این کتاب، تجربه ای فراموش نشدنی است که درک شما را از سینما و حتی زندگی دگرگون خواهد کرد.
با مطالعه این گفت وگوها، مخاطب خود را در فضایی صمیمی و آموزنده می یابد که به دور از هرگونه پیچیدگی و تکلف، به تامل درباره مفاهیم عمیق زندگی، مرگ، امید و هنر دعوت می شود. در نهایت، گرچه این مقاله سعی بر آن داشت تا جوهره و نکات کلیدی کتاب را ارائه دهد، اما برای غرق شدن کامل در دنیای فکری عباس کیارستمی و لمس عمق تجربیات او، هیچ چیز جای مطالعه نسخه کامل و اصلی کتاب را نخواهد گرفت. این کتاب، دعوتی است به سفری عمیق در ذهن یکی از بزرگترین هنرمندان تاریخ سینمای ایران و جهان، سفری که تجربه آن برای هر دوستدار هنر، ضروری است.